تبليغاتX
بیوگرافی بازیگران . . . .

بیوگرافی پگاه آهنگرانی:

متولد 1363
دختر منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی
تحصیل نیمه تمام در هنرستان موسیقی.
در 6 سالگی در فیلم گربه آوازخوان بازی کرد. اما شاید در دومین بازی کارنامه هنری اش در سن پانزده سالگی بود که درخشید: بازی در نقش تداعی در فیلم ددختری با کفشهای کتانی. بازی راحت و روانش نظرات مثبتی در پی داشت. تا اینکه جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم قاهره بدست آورد. او در اولین تجربه کارگردانی مادرش به نام زندان زنان در سه نقش متفاوت بازی کرده است.

......................................................

مجموعه آثار:

- گربه آوازخوان (کامبوزیا پرتوی، 1369)
- دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی، 1377)
- زندان زنان (منیژه حکمت، 80 - 1379)
- روزگار ما (مستند، رخشان بنی اعتماد، 1380)
- مکس (سامان مقدم، 1382)
- سه زن (منیژه حکمت، 1385)
- آتش سبز (محمدرضا اصلانی، 1386)

 

 

 

http://www.nanjoon.com پگاه اهنگرانی

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 13:43 | لینک  | 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

http://www.nanjoon.com

http://www.nanjoon.com

http://www.nanjoon.com

 

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 13:36 | لینک  | 

http://www.nanjoon.com رویا نونهالی

http://www.nanjoon.com رویا نونهالی

http://www.nanjoon.com رویا نونهالی

http://www.nanjoon.com رویا نونهالی

بیوگرافی رویا نونهالی:

▪ متولد بیست و چهارم بهمن ۱۳۴۱ در تهران.
▪ لیسانس رشته نقاشی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
▪ شروع فعالیت از سال ۱۳۶۲ با نمایش غم غریب غربت.
▪ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در هفتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم عروسی خوبان.
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم بوی كافور، عطر یاس.


● فیلم شناسی:
▪ فصل پنجم (رفیع پیتز، ۱۳۷۵)
▪ بوی كافور، عطر یاس (بهمن فرمان آرا، ۱۳۷۸)
▪ صنم (رفیع پیتز، ۱۳۷۸)
▪ زندان زنان (منیژه حكمت، ۱۳۸۰)
▪ خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا، ۱۳۸۰)
▪ خواب و بیدار (مجموعه - مهدی فخیم زاده ۱۳۸۰)
▪ سفری این چنین دراز (سپیده فارسی، ۱۳۸۱)
▪ هم نفس (مهدی فخیم زاده، ۱۳۸۲)
▪ ماهی ها هم عاشق می شوند (دكتر علی رفیعی،۱۳۸۳)
▪ عصر جمعه (مونا زندی حقیقی، ۱۳۸۵)
▪ یار در خانه و ... (خسرو سینایی، ۱۳۶۶)
▪ عروسی خوبان (محسن مخملباف، ۱۳۶۷)
▪ باغ سید (محمدرضا اسلاملو، ۱۳۶۸)
▪ آب را گل نكنید (شهریار بحرانی، ۱۳۶۸)
▪ مدرسه رجایی (كریم زرگر، ۱۳۶۸)
▪ دیدار در استانبول (افشین شركت، ۱۳۷۰)
▪ پرنده آهنین (علی شاه حاتمی، ۱۳۷۰)
▪ مرد ناتمام (محرم زینال زاده، ۱۳۷۱)
▪ آن ها هیچ كس را دوست ندارند (جعفر سیمایی، ۱۳۷۲)

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 13:31 | لینک  | 

http://www.nanjoon.com

بیوگرافی نیوشا ضیغمی:

بازیگری که در جشنواره 24 فیلم فجر چهره ای ناآشنا بود و در حال حاضر خیلی از هنردوستان هم او را نمی شناسند.

از بازيگران موفق كانون سينما گران جوان (ورودي سال 1382) كه بلافاصله پس از پايان دوره آموزشي خود مشغول به كار در عرصه حرفه اي سينما و تلويزيون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانايي و تلاش مستمر خود توانست در مدت كوتاهي در فيلم های سينمايي بزرگی در نقش اول کار کند.
نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل روانشناسي كودك و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش  در کار هنری فعالیت ندارد.

===

===

===

===

===

===

===

===



نگاشته شده توسط مهدی در ساعت 01:41          

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 15:5 | لینک  | 

http://www.nanjoon.com حمید گودرزی

بیوگرافی حمید گودرزی:

دوم آذر ۱۳۵۶ در خانواده ای با اصالت تهرانی صد در صد متولد شد . فرزند اول زوج جوان و تحصيلكرده . روشنفكر و متمولی بود كه در منزلی واقع در ميدان آرژانتين تهران به دنيا آمد و در همان محله رشد كرد و بزرگ شد . پدر حميد تاجر فرش تحصيل كرده است و مادرش بر غم داشتن تحصيلات عاليه و موقعيت اجتماعی و اصالت خانوادگی خانه دار است . بعد از حميد يك دختر هم در اين خانواده به دنيا آمد كه در رشته ی گرافيك فارغ التحصيل شد و هم اينك دنبال ادامه ی تحصيل در رشته ی حقوق است و دوست دارد كار وكالت كند .
حميد با مادرش تنها ۱۴ سال اختلاف سنی دارد . و همين موضوع باعث شد حرف او را بهتر از پدر بفهمد و درك متقابلی بين ايندو در حد عالی بوجود آيد كه هنوز هم ادامه دارد . او بر خلاف ساير بچه های طبقه ی مرفه و بالای شهری پر شر و شور بود و از خاطرات بچگی اش او همين يك نمونه بس كه كلاس اول دبستان و در همان هفته ی اول تحصيل روزی تمام كتابهايش را به دوره گردی داد و به جايش گوجه سبز گرفت و خورد !!!

حميد هميشه با صراحت می گويد که مشوق من در بازيگری فقط خودم هستم !!! او درست می گويد چون بر خلاف بسياری مشاهير نه فقط مورد تشويق خانواده ونزديکان قرار نگرفته بلکه برای مخالفت با نظر آنها و رفتن به مسير دلخواه خود انرژی زيادی را طی دو سال صرف کرده .

حميد در سال ۱۳۷۴ دیپلم گرفت و در کنکور شرکت کرد و در رشته ی دندانپزشکی قبول شد و درست شبی که پدر و مادرش به مناسبت اين موفقيت بزرگ پسرشان مهمانی گرفته بودند جنجال و ماجرای انتخاب او شروع شد ... حميد مصمم بود که خودش شغل و آينده اش را انتخاب کند و والدين وقتی شنيدند او می خواهد دنبال هنر و بازيگری برود و پزشکی را فدا کند به هر وسيله سعی ميکردند که او را منصرف کنند ...

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 14:2 | لینک  | 

نام: بهرام رادان

تاريخ تولد: 1358

مدرك تحصيلي: كارشناس مديريت بازرگاني

...............................................

در سال 1378 در آموزشگاه هيوا فيلم بازيگري را آموخت.

در اولين حضور سينمايي تنها به واسطه چهره اش شناخته شد: « شور عشق »

اما فيلم به فيلم به دانش سينمايي خود افزود و توانست فوت و فن بازيگري را بياموزد تا اينكه در چهارمين نقش آفريني اش كانديد دريافت تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن خانه سينما شد:  « آواز قو »

دو سال بعد در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را تصاحب كرد: « شمعي در باد »

...............................................


شور عشق (نادر مقدس، 1378)

آبي (حميد لبخنده، 1379)

ساقي (محمدرضا اعلامي، 1379)

آواز قو (سعيد اسدي، 80-1379)

طلوع تاريك (فيلم كوتاه، ابراهيم شيباني، 1380)

رز زرد (داريوش فرهنگ، 1381)

عطش (محمدحسين فرح بخش، 1381)

گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)

شمعي در باد (پوران درخشنده، 1382)

ننه گيلانه (رخشان بني اعتماد، 1382)

سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي، 1382)

رستگاري در هشت و بيست دقيقه (سيروس الوند، 1383)

ازدواج صورتي (منوچهر مصيري، 1383)

گيلانه (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)

حكم (مسعود كيميايي، 1383)

تقاطع (ابوالحسن داودي، 1384)

خون بازي (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 14:18 | لینک  | 

حسام نواب صفوی در بیست و دوم شهریور ماه 1353 در تهران متولد شد. دوران تحصیل وی در دبستان و راهنمایی سلمان فارسی ودبیرستان منتظری سپری شد و موفق به اخذ دیپلم تجربی گردید. از سال 1370 تا

1374 در کشور آمریکا اقامت داشت ودر این کشور در دو رشته بازیگری و موسیقی مدرک افتخاری دریافت کرد.

وی پس از بازگشت به ایران وارد دانشگاه شد و موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته بازیگری تئاتراز دانشگاه آزاد تهران شد.

حسام نواب صفوی  فعالیت هنری خود را از سال 1375 با حضور در سریال "بازگشت به خانه" آغاز کرد و پس از آن سریال های "شنهای کف رودخانه"، "کیف انگلیسی"، " روشن تر از خاموشی"  و فیلم هايی چون

 

"اعتراض"، "اتانازی"، "نان، عشق، موتور هزار"، "عروس خوش قدم"، " شمعی در باد" و "سیزده  گربه روی  شیروانی"  به کارنامه آثار او اضافه شدند.

وی هم اکنون دانشجوی رشته حقوق قضایی است و به زودی فعالیت خود را در زمینه نوازندگی پیانو در کنار یک گروه موسیقی آغاز خواهد کرد.

 

چ

 

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 12:59 | لینک  | 

متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تيرماه 1356 است.او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است.دو خواهر و يک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت مي باشد.مجرد است و به اين زوديها هم قصد ازدواج ندارد.بسيار به کانون گرم خانواده اش مي بالد و به خوبي از خانواده اش ياد مي کند.در خانواده پورسرخ همه داراي تحصيلات عاليه هستند.خواهرها و برادر پورسرخ مثل خوداو مجرد هستند.


دوران کودکي                     


پوريا در کودکي بسيار شروشيطان بوده.البته با همه اين تفاسير درسهايش عالي بوده.از بس که درسهايش خوب بود به سادگي وارد دانشگاه شد.او بر خلاف عقيده والدينش رشته تحصيلي اش را خودش انتخاب کرد.علاقه زياد او نسبت به رشته تحصيلي اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد.حتي بعد ازاخذ مدرک کارشناسي ارشد مدتي را براي کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصيل هم ادامه داد.از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهاي مختلف به خصوص شهرهاي جنوبي بوده است.در دوران راهنمايي در مدرسه شهيد باهنر تهران و دوران دبيرستان را در مدرسه رازي گذرانده است.دوران ليسانسش را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه شيراز که در اخرين سال تحصيلي رتبه سوم را به دست اورده است.دوران فوق ليسانس را در تهران و رشته فيزيولوژي گياهي گذراند که باز هم با رتبه سوم,فارغ التحصيل شد.


کيس مناسب براي ازدواج


پورسرخ به تازگي در حال واردشدن به دهه سوم زندگي خود است.او هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش و برادر و خواهرهايش در جردن زندگي مي کند.هنوزبراي ازدواج تصميمي نگرفته,علت اصلي اين تصميم را هم شرايط فعلي مدشده در بين جوانان اعلام مي کند.به نظر او در دوره اي که مد شده اتومبيل شما چيست؟منزلتان کجاست؟کجا مسافرت مي رويد و اين سوالها بين دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگي نمي تواند کيس مناسب خود را پيدا کند.پوريا مي گويد:به محض اين که کيس مناسبم را پيدا کنم و از همه جهات ببينم که با هم هماهنگي و تفاهم داريم مطمين باشيد که معطل نخواهم کرد.به نظر او که در محله جردن تهران مي نشيند اصلا مرزبندي های شمال شهرو پایین شهر بی معنی است.


پشتکار در کار


او قبل از ان که در سریال وفا بازی کند,همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش براید.به قول خودش حتی در 24 ساعت وقت کم می اورد اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.   

شانس بزرگ زندگی                                                          


در اواخر سال1384 پیشنهاد بازی در سریال((وفا)) را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت.شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید.به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود.حتی دو ماه را در لبنان سپری کرد.با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد.خیلی زود عکسها و پوسترهای او در همه جا پخش شد.اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید.البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود.البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.


فقط مهندسی کشاورزی


پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد.با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند.پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته مهندسی عمران هم قبول شد.پوریا حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد.با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند.پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.


بی انضباط ترین


با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد.به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود.پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود.با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.


تلاش شبانه روزی             


با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند.در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید.او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.


قطار شایعه


با وجود این که زمان زیادی از مطرح شدن پورسرخ در جامعه هنری نمی گذرد شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال اوراه افتاده است.او همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد.پورسرخ معتقد است که به دنبال هر کسی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند.این موضوع هم به نحوه برخورد کسی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد,البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری برمیخورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سردبیرش صحبت می کنم. اما باور کنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.


خداحافظی سینم          


از دید او سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است.خیلی ها مدتی جزو سوپراستارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدند و خدا می داند اخروعاقبت من چه خواهد شد اما من هرلحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هرلحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم.من به این حرفه به عنوان یک شغل درامد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر.اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.


دوستان صمیمی


از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید.این دوستی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.


بهترین های دنیای فوتبال


در میان فوتبالیست های تاریخ ایران«ناصر حجازی»اسطوره پوریا پورسرخ است که از نظر او«زمین تا اسمان» با بقیه فرق دارد و بی رقیب در صدر لیست محبوب ترین و بهترین های تاریخ فوتبال ایران ایستاده است.«علی پروین»هم به خاطر خدماتی که به عنوان بازیکن,کاپیتان و مربی به فوتبال ایران کرده مورد احترام شدید پوریاست و بین بازیکنانی که در حال حاضر شاغل هستند و هنوز بازنشسته نشده اند نیز «علی دایی»را یک سروگردن بالاتر از بقیه می داند.به عقیده پوریا دایی سمبل و شناسنامه فوتبال ایران در دنیاست و شایستگی و لیاقت جایگاهی که در ان ایستاده را به خوبی داراست.به جز دایی,رضا عنایتی,محمد نوازی و حامد کاویانپور را هم دوست دارد و از سبک بازی و افتخاراتی که برای ایران و باشگاهشان افریده اند خوشش می اید. پوریا بر خلاف بعضی از بازیگران که به خاطر مطرح ماندن در روزنامه ها هر روز با یک بازیکن عکس روی جلد می گیرند و سر تمرین این تیم و ان تیم می روند تا خبر حضورشان در جراید درج شود,فقط با رضا عنایتی رفیق است و او را به خاطر اخلاق رفتارش در خارج از زمین فوتبال به عنوان دوست قبول دارد.البته پوریا,عنایتی را بهترین مهاجم حال حاضر در ایران هم می داند و رکورددار گلزنی تاریخ لیگ را یکی از پنج مهاجم برتر تاریخ فوتبال ایران می شناسد.

                                

                                    10.jpg

 

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 18:58 | لینک  | 

مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.

مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكي‌ها اصيل و متعصب و مذهبي‌اند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.
دوران كودكي مهدي مثل بقيه پسر بچه‌ها، به شيطنت گذشت، در مجتمع مسكوني پايگاه هشتم شكاري مهدي اغلب اوقات با همراهي برادرش مشغول بازي‌هاي كودكانه بود.

مهرماه سال 1367، مهدي به كلاس اول رفت، از آنجا كه محمد در كلاس پنجم همان دبستان درس مي‌خواند، ديگر بچه‌هاي مدرسه حريف شيطنت‌هاي او نمي‌شدند. مهدي بسيار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شيطنت‌ها فرصت كمتري براي درس خواندن مي‌گذاشت و هميشه شب امتحان براي نمره زحمت مي‌كشيد! برادرش هم به او كمك مي‌كرد و اين روال در دوران راهنمايي هم ادامه داشت تا اين‌كه وارد دبيرستان شد. مهدي هنرستان و رشته گرافيك را برگزيد در حالي كه در كودكي خود و خانواده‌اش آرزوي مهندسي، خلباني و پزشكي داشتند. او در هنرستان مالك اشتر تهران، درس خواند و در همين مقطع هم بود كه جذب كار هنري و تلويزيوني شد تا آنقدر سرش شلوغ شود كه ديگر زياد به درس‌ها نرسد. البته مسير آينده‌اش را هم انتخاب كرده بود و گرافيك ديگر به كارش نمي‌آمد. او سال 79 ديپلم گرافيكش را گرفت و ديگر تمام وقت روي كار هنري و حرفه‌اي زوم كرد و انرژي گذاشت.

پس از پايان دوران خدمت سربازي و در شرايطي كه چند مجموعه بازي كرد و چند برنامه را به عنوان مجري در كارنامه داشت، احساس كرد كه در دانشگاه بايد شركت كند، به همين دليل براي كنكور خواند و در رشته بازيگري دانشگاه آزاد اراك قبول شد، منتهي حجم بالاي كار و كمبود وقت اجازه داد، او تا ليسانس پيش برود. گفتني است مهدي سلوكي نقاشي چيره‌دست است.

درباره او مي‌گويند: هميشه معلم‌ها و ناظم‌ها از دستش شاكي بودند و هر روز يك جاي بدنش درد مي‌كرد تا اجازه بگيرد و به منزل برود! ديگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدي آنقدر طبيعي نقش بازي مي‌كرد كه اصلا جرقه بازيگر شدنش هم توسط يكي از معلمان زده شد و روزي به او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي!

مهدي از كودكي نقاش قابلي بود تا جايي كه نزديكانش وقتي مي‌خواستند در هنر براي او آينده‌اي تصور كنند، او را در جايگاه يك نقاش حرفه‌اي و مشهور مي‌ديدند. عشق به نقاشي باعث شد او پس از دوره راهنمايي قيد دبيرستان و خلباني و پزشكي را زده و وارد هنرستان گرافيك شود. زماني كه ماجراي بازيگر شدنش پيش آمد، هنوز نقاشي هنر اول مهدي بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدي نيز در تمام مصاحبه‌هايش رسما مي‌گفت كه بازيگري نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و هميشه تاكيد داشت كه نقاشي را ترجيح مي‌دهد اما امروز ديگر چنين نيست. مهدي حتي تجربه برگزاري نمايشگاه نقاشي را هم با يكي از دوستانش دارد؛ چندي پيش نمايشگاهي به نام «سحرآميز» برگزار شد. مهدي در ميان ساير هنرها به خطاطي هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوكي‌ها ارثي است و پدر و برادرش هم بسيار خوش خط هستند.
رانندگي پشت فرمان اتومبيل به همان اندازه كه براي مهدي جذابيت تفريحي دارد، براي خانواده و دوستدارانش نگران‌كننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتي در زندگي خصوصي هم معمولا با سرعت تصميم گرفته و عمل مي‌كند! البته مهدي راننده ماهر و باتجربه‌اي است، اما به دليل همين سرعت به طور متوسط هرماه تصادفي مي‌كند و هرگز كسي اتومبيل او را سالم نديده! (اولين ماشين او رنوي سفيد بود، بعد پرايد خريد و حالا 206 سبز دارد)…
او عاشق پرسپوليس و رئال مادريد است، از بازي برزيل هم خوشش مي‌آيد، بهترين بازيكن فعلي ايران را علي كريمي و جهان را رونالدينيو مي‌داند. او بهترين فوتباليست‌هاي تاريخ ايران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا مي‌داند… بهترين دوست ورزشي‌اش «علي انصاريان» است. بهترين شهر ايران را شيراز و بهترين مقصد براي سفر را شمال مي‌داند… بهترين رنگ از نظر او قرمز است.

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 20:16 | لینک  | 

باران کوثری : پدر و مادرم پارتی ام هستند . . .

«باران كوثري» بازيگري است توانا و هنرمند كه در عين جواني، سال‌ها تجربه دارد، تجارب گرانبهايي كه از مادرش رخشان بني‌اعتماد و كارگردان نامي زن سينماي ايران كسب كرده است، او فرزند دوم بني‌اعتماد و جهانگير كوثري تهيه‌كننده سينماست، آخرين گفته‌هاي باران كوثري را بخوانيد، او از مادر، پدرش و زندگي شخصي‌اش براي ما گفت.

* * *

• در 25 مهرماه سال 64 در تهران به دنيا آمدم، ديپلم‌ام رو در رشته هنر گرفتم و فعلا كنكور هم ندادم؛ پدرم تهيه‌كننده سينماست و مادرم رخشان‌ بني‌اعتماد كارگردان سينما…
• اولين فيلمي كه بازي كردم پنج سالم بود.
• من بيشتر از هر مخاطبي نسبت به نقشم مسئولم شهرتي كه از طريق بازي به دست مي‌ياري موقعيت سينما به دست مي‌ياري و اثري كه با بازي و ساختن يك فيلم مي‌توني رو مخاطب تاثير بذاري پس بايد از اين شرايط خوب استفاده كني.
• به نظرم بازيگر خوب بازيگري است كه هر وقت مي‌ره جلوي دوربين فكر كنه اولين سكانسشه و دست و پاش بلرزه، كساني كه اعتماد به نفس بالايي در كار بازيگري دارند موفق نمي‌شوند.
• من از اون دسته بازيگراني هستم كه نقش روبه‌روم برام مهمه، بازيگران سخاوتمند زيادي داريم، مثل گلاب آدينه و آقاي محجوب كه واقعا تجربه‌هاشون رو در اختيار بي‌تجربه‌هايي مثل من مي‌گذارند و خيلي حرف براي گفتن دارند.
• اگر بازيگر باشي، مي‌موني، خيلي‌ها با پارتي اومدند و رفتند ولي پرويز پرستويي مي‌مونه، نه تنها در سينماي ايران بلكه هاليوود و باليوود هم همين‌طور البته هستند كساني كه به خاطر چهره‌شون روي كار بيايند مثل بهرام رادان كه واقعا بازيگر جدي و عالي شد. بايد واقعي بازي كني، مردم ازت بازي مي‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي نداشته باشي.

• به جرات مي‌گم دينا اولين زن چادري در تلويزيونه كه براي بيننده قابل باور است، دينا مثل نسل خودش حرف مي‌زنه، دينا آدم تنهايي است و هيچ‌كس رو به جز پدربزرگ‌اش نداره، پس لوس كردنش، خنديدنش حاضر جواب بودنش و كل كل كردنش هم براي بابا بزرگشه، حتي وقتي جلوي عمو جليلش حاضر جوابي مي‌كنه به خاطر پدر بزرگشه، اما درست مثل نسل خودش برخورد مي‌كنه نه زياد مثبت و نه زياد منفي دينا، ديناست.
• يه شب كه همه خيلي خسته بودند من و آقاي محجوب يك سكانس حسي داشتيم و اون سكانس رو هشت بار گرفتيم چون تا نگاهمون به هم مي‌افتاد مي‌خنديديم، آقاي محجوب هم مي‌گفت تقصير توست چون من تا حالا سر پلان خنده‌ام نگرفته بود به هر حال آخرش اون سكانس رو فيلمبرداري كرديم ولي از صميمت آقاي محجوب در ذهن من فيلمبرداري شد كه تا آخر عمر فيلمش رو مرور مي‌كنم.
• بدترين خصوصيت باران كوثري لجبازي است.
• پدر، مادرم، دوست‌هايي هستند كه مي‌شد روشون حساب كرد.
• خصوصيت يك دوست خوب از نظر باران كوثري معرفت است.

.
• تنيس كار مي‌كردم اما حدودا دو ساله ورزش نمي‌كنم.
• همه آدم‌ها رو بايد خوب بدوني، مگه اين‌كه خلافش ثابت شه و اگر ثابت شد هم جرات گذشت رو به خودت بدي.
• بدون سانسور و بدون رو دربايستي مي‌گم، مامان و بابا پارتي من بودند اما باران كوثري اگه لياقت داشته باشه مي‌مونه اگه پتانسيل داشته باشه بيننده رو جذب مي‌كنه.
• تو هنرستان ما يك كتابي داشتيم به نام مباني هنرهاي تجسمي كه من عاشق اون كلاس بودم.
• وقتي غمگين هستم گريه مي‌كنم، از گريه نمي‌ترسم اما جلوي هر كسي گريه نمي‌كنم.
• يك كاري دارم به نام «روز سوم» با خود آقاي حسين لطيفي كار مي‌كنم كه اوايل آبان در آبادان كليد مي‌خورد و من نقش يك دختر آباداني رو دارم.
• حسين لطيفي آدم خيلي عجيبيه و ديگر اين‌كه كار صاحبدلان خيلي برام ارزشمند است، جا دارد از همه عوامل تشكر ‌كنم، از گريم و لباس گرفته تا صدابردار و فيلمبردار و در نهايت آقاي محجوب كه كلي بهم انرژي دادند.

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 19:32 | لینک  | 

((مهدی پاکدل)) از خانواده های هنرمند در اصفهان به دنیا آمد هنوز اجرای زیبای برادر وی((حسین پاکدل)) که سالها مدیر مجری پخش شبکه یک تلوزیون بود را به یاد داریم. مهدی پاکدل در مجموعه های زیادی ایفای نقش کرد . اما ایفای نقش در مجموعه ی ((اولین شب آرامش)) باعث شد تا بازی او در دلها بنشیند . پاکدل در این مجموعه نقش منحصر به فردی را از خود نشان داد و در مقابل((یکتا ناصر)) یک زوج خوب هنری را به تصویر کشاند.

او در دانشگاه در رشته ی گرافیک شروع به تحصیل کرد و پس از مدتی جذب تئاتر شد و رشته ی گرافیک را در کنار فعالیت های تئاتری با تراحی پوستر و بروشور برای نمایش های مختلف دنبال کرد.

در سال ۷۶ اولین بازی را در نمایش ((جنبش انفیه)) اثر سیروس شاملو به صحنه برد.

 پنج سال مدام و نفس گیر تئاتر کار می کرد تا اینکه در اولین کار تلویزیونی اش به نام ((با من بمان)) کاری از حمید لبخنده ایفاگر نقش شد . در آن مجموعه با حمید رضا پگاه و یکتا ناصر و سام درخشانی و سولماز غنی همبازی بود . سپس در فیلم تلویزیونی ((یک روز معمولی)) برای حسن فتحی بازی کرد . بعد در مجموعه ی ((مروارید سرخ)) کار کار مسعود رسام نقش ((علی کابوی)) را پذیرفت که از شبکه تهران خودمان پخش شد . و هم اکنون او را در سریال ((ما چند نفر)) می بینید.

 و حالا چند جمله از پاکدل:       

  • وقتی خوب نگاه می کنم می بینم که نقش مادرم در تربیتم پررنگ تر از دیگران است.
  • زمانی که کار در حال ضبط است شما متوجه خواهید شد که کار خوب از آب در می آید .
  • دوست دارم نقش یک تروریست را بازی کنم .
  • چرا بعضی ها خوانندگی را شوخی می گیرند .
  • فعلا نمیخواهم ازدواج کنم به نظر من ازدواج یک قصد نیست یک موقعیت است این طور نیست که بگویی فردا ازدواج می کنم و فردا ازدواج کنی.
  • همه ی ما بازیگر هستیم.
  • صداقت و با معرفتی و خوش برخورد بودن پایه و اساس من در انتخاب دوست است .
  • اگر دنبال مقصد بدم حتما به مقصد می رسیدم .من به دنبال کشف دنیای جدیدم.

چند تا عکس :

 

 

 سریال تلویزیونی ما چند نفر/ کارگردان: فیاض موسوی/ 1385/ عکاس: امیر دلاوری

 فیلم سینمایی مصائب دوشیزه/ کارگردان: مسعود اطیابی/ 1385/ عکاس: امیر عابدی

 عکاس: مسعود پاکدل

عکاس: مسعود پاکدل

نوشته شده توسط مرجان و مژگان  در ساعت 19:37 | لینک  |